صفحه شخصی بهروز شیربان   
 
نام و نام خانوادگی: بهروز شیربان
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: عمران
شغل:  -
تاریخ عضویت:  1388/12/03
 روزنوشت ها    
 

 56 هنرمند در سال 88 به دیار باقی شتافتند بخش عمومی

20

سال 88 از سالهایی بود که به اهل هنر وفادار نبود. هنرمندان بسیاری نیز از میان جامعه‌ی هنری رخت بربستند. افرادی که جای خالی آنها را شاید تا پایان یک دهه آینده نیز نتوان پر کرد.

به گزارش ایلنا، در سال 88، 56 هنرمند در رشته‌های موسیقی، سینما و تئاتر، تجسمی و ادبیات؛ از دنیا رفتند. یک حساب سرانگشتی از درگذشت 4 هنرمند در هر ماه حکایت دارد که در این میان سهم سینما از همه بیشتر بوده است. درمیان متوفایان سال 88، 5 بازیگر و 6 کارگردان وجود دارد.


* درگذشتگان سینما؛ تئاتر و تلویزیون:

خوش یمن نبودن سال 89 از همان روزهای ابتدای سال هویدا شد. در اولین روز فروردین 88 جمشید فرحی(فیلمبردار فیلم‌های سینمایی رگبار و گوزن‌ها) بر اثر سکته مغزی درگذشت.

چندروزی از درگذشت جمشید فرحی نگذشته بود که در سوم فروردین؛ اردشیر کشاورزی(خالق آثاری همچون هادی و هدا) بر اثر بیماری سرطان ریه در سن 63 سالگی از دنیا رفت. اردشیر کشاورزی در طول عمر خود؛ خالق آثار بسیاری بود که خاطرات زیادی را برای کودکان دهه 60 و 70 به جا گذاشته است.

میانه‌ی اردیبهشت سال88 زمانی بود که یکی از بهترین بدلکاران سینمای ایران ازمیان جامعه هنری رخت بربست. پیمان جلالی ابدی که برای بدلکاری در یکی از فیلم‌های سینمایی به نام چشم‌های نامحسوس حاضر شده بود؛ بر اثر یک سانحه در سن 36 سالگی درگذشت.

خرداد ماه سال 88 نیز با درگذشت یک بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون آغاز شد. پروین(بتول) سلیمانی(بازیگر سینما و تلویزیون) که سالها از بیماری رنج می‌برد؛ 11 خردادماه به علت تومور بدخیم مغزی پس از یک ماه بیهوشی درگذشت. سلیمانی در سال 1301 در تهران متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1323 و همچنین بازی در سینما را از سال 1331 با «گلنسا» به کارگردانی «سرژ آزاریان» شروع کرد.

اما خرداد 88 برای جامعه دوبله ایران ماه خوبی نبود و با ازدست رفتن فاطمه ابولقاسم تبریزی(مهین بزرگی)، جامعه دوبله؛ یکی از بهترین دوبلوران خود را ازدست داد. مهین بزرگی که در 23 خرداد سال 88 درگذشت؛ فعالیت خود در دوبله را از سال 1335 آغاز کرد و دوبله بسیار از آثار سینمایی و تلویزونی را انجام داده بود.

تابستان سال 88 با رفتن فرخ لقا هوشمند ازمیان جامعه هنری آغاز شد. هوشمند در سال ۱۳۱۰ در رشت به دنیا آمد. بازی در تئاتر را از سال ۱۳۲۴آغاز و تا سال ۱۳۳۵ در گیلان ادامه داد. سپس در تهران تا سال ۱۳۴۲ ادامه کار داد و با بازی در سینما در سال ۱۳۳۶ با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی» با همکاری «پرویز خطیبی» دوره تازه کاری خود را آغاز کرد. سرانجام او در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸پس از ۳۲ روز بستری به دلیل عارضه‌مغزی درگذشت.

مرداد سال 88 زمانی بود که سیف‌الله داد(کارگردان سینما و معاون سینمایی دوره خاتمی) درگذشت. سیف الله داد که متولد سال 1334 در خرمشهر بود، بنیان‌گذار موسسه سینمایی سینافیلم بود. وی همچنین بین سال‌های ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ ریاست هیئت مدیره خانه سینما را برعهده‌داشت. داد؛ معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۷۹ بود که برخی این دوره را دوران طلایی سینمای ایران می‌دانند. داد در سن ۵۴ سالگی در ۶ مرداد ۱۳۸۸ در بیمارستان مهر تهران درگذشت. او کارگردانی آثار تاثیرگذاری همچون کانی مانگا و بازمانده را دارد. هرچند سیف الله داد در زمان انتخابات از نامزد اصلاح طلبان حمایت کرده بود اما در زمان فوت وی؛ بسیاری از چهرهای اصولگرا نیز حاضر بودند.

مهدی اباسلط(کارگردان جوان سینمای ایران) نیز هنرمندی بود که در مرداد سال 88 درگذشت. اباسلط که متولد 28 آذرماه سال 1360 و دانش‌آموخته‌ سینما بود؛ به تازگی نمایشنامه

«سادگی منو ببخش کیارستمی» را به چاپ رسانده بود و فیلم‌های خنگ‌آباد، بچه‌های خیابان و مسعود کیمیایی عاشق را در کارنامه داشت. مراسم تییع پیکر مهدی اباسلط ازجمله مراسم‌هایی بود که به دلیل عدم اطلاع‌رسانی صحیح؛ بسیار مختصر برگزار شد.

پاییز سال 88 فصلی بود که بیشترین خزان را برای اهالی سینما داشت. در پاییز سال 88 هنرمندانی همچون مهدی نوربخش(کارگردان و مدیرتولید سینما) درگذشت. نیکو خردمند(بازیگر سینما)، جمشید لایق(بازیگر سینما و تئاتر)، مسعود رسام(کارگردان سینما)، امیر قویدل(کارگردان سینما)، عباس شباویز(تهیه‌کننده سینما) ازجمله هنرمندانی بودند که در این خزان ازمیان جامعه هنری رفتند.

نیکو خردمند؛ بازیگر سینما که متولد که 5 آبان 1311 است؛ فعالیت هنری‌اش از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیو شروع شد. وی گویندگی فیلم را در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد و گوینده نقش‌های کلودیا کاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور، فخری خوروش، ایرن، کتایون و ... بوده ‌است. او گوینده نمایش‌های رادیویی برنامه دوم رادیو از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۴۷ و همچنین مجری برنامه معرفی تئاتر در تلویزیون در سال ۱۳۵۱ بود. فعالیت سینمایی او با بازی در فیلم «پرده آخر» (واروژ کریم مسیحی) در سال ۱۳۶۹ شروع شد. خردمند در طول دوران بازیگری خود برای حضور در فیلم‌هایی همچون بازیچه و پرده آخر؛ برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. خردمند حدود ساعت ۴ بامداد ۲۶ آبان ۱۳۸۸، در سن ۷۷ سالگی و در بیمارستان ابن سینای تهران درگذشت.





جمشید لایق که موفق به دریافت درجه دکترا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده بود؛ در سال ۱۳۱۰ در یکی از محله‌های قدیمی تهران زاده شد. او پس از دریافت مدرک دیپلم ادبی و دیپلم از هنرستان هنرپیشگی؛ در سال ۱۳۳۲ به گروه هنر ملی پیوست. او از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر را در آمریکا گذراند. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۸ در اداره هنرهای دراماتیک به‌کار مشغول شد. لایق در سال ۱۳۵۳ در مقطع لیسانس رشته کارگردانی و بازیگری در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در ایران و دیگر کشورهای دنیا با گروه‌های هنری مختلفی همکاری کرد. وی همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی تدریس می‌کرد. جمشید لایق در سن ۷۸ سالگی، پس از یک ماه اقامت در مرکز قلب تهران، در شامگاه پنجشنبه ۲۱ آبان سال ۱۳۸۸ به دلیل ایست قلبی درگذشت. ازجمله آثار لایق در حوزه سینما و تئاتر می‌توان به نقش آفرینی در فیلم‌هایی همچون سگ کشی، هزاردستان، کفش‌های میراز نوروز و دایره مینا اشاره کرد.

مسعود رسام(کارگردان سینما و تلویزیون) که یکی از پرمخاطب‌ترین آثار تلویزیونی را کارگردانی و تهیه کرده بود؛ در دهه اول آبان از دنیا رفت. رسام که متولد سال 1336 در تهران بود؛ در تهیه مجموعه تلویزیونی خانه سبز و دیگر فیلم‌ها همکاری نزدیکی با بیژن بیرنگ داشت. رسام؛ فارغ‌التحصیل مدرسه عالی تلویزیون و سینما بود. اولین فعالیت‌های رسام در زمینه‌های تئأتر و تلویزیون درسال ۱۳۵۸ آغاز شد. رسام در تاریخ نهم آبان ماه ۱۳۸۸ در بیمارستان لاله تهران درپی بیماری سرطان خون درگذشت.

امیر قویدل(کارگردان سینما) نیز از دیگر هنرمندان متوفا در آبان ماه سال 88 بود. قویدل در سال ۱۳۲۶ در مشهد به دنیا آمد. نخستین فعالیت سینمایی او، فیلم‌نامه‌نویسی و دستیاری کارگردان در فیلم مرگ در باران (ساموئل خاچیکیان) بود. قویدل در برخی دیگر از فیلم‌های خاچیکیان مانند اضطراب و کوسه جنوب نیز دستیار بود. او سال‌ها به عنوان مشاور کارگردان، نویسنده، و طراح صحنه در سینما فعالیت داشت. او در سال‌های نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ نسبتا پرکار بود و فیلم‌هایی همچون خونبارش، برنج خونین، سردار جنگل و ترن را کارگردانی کرده بود. قویدل در ظهر روز یکشنبه، ۱۷ آبان به علت بیماری کبدی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

عباس شباویز(تهیه‌کننده سینما) نیز که آخرین اثر هنری وی حضور در فیلم مستند قیصر؛ چهل سال بعد بود؛ در یکی از روزهای آبان ماه درگذشت.

محسن آراسته نیا (بازیگر)، علی خدابخشی(بازیگر) ، مسعود جلالی نژاد(مستند ساز)، احمد احمدپور پیرسرایی(صدابردار سینما)، غلامرضا خضوعی(تدوینگر سینما)، شهیندخت بهزادی(طراح صحنه)، مسعود شکوتی کلاقچی(فیلمنامه‌نویس)، منصور غزنوی(گوینده رادیو) و محمد هاشمی آستانه(سردبیر رادیو) ازجمله هنرمندان دیگری بودند که در سال 88 ازمیان جامعه هنری سینما تلویزیون و تئاتر رخ بربستند.


* درگذشتگان موسیقی:

در سال 88 برای عرصه موسیقی نیز سال خوبی نبود. 14 هنرمند عرصه موسیقی در این سال از دنیا رفتند.

اقدس خاورى که او را با نام هنرى «خاطره پروانه» مى شناسیم، در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹) در تهران و در خانواده‌اى اهل هنر زاده شد. مادر او، پروانه، خواننده معروف سال‌هاى نخستین قرن جارى بود که علاوه بر صداى خوش غمگنانه‌اى که داشت، با «نواختن» نیز بیگانه نبود. ویولن را از «حسین خان اسماعیل زاده» و سه تار را از «رضاقلى خان نوروزى» آموخته بود. او پس از آشنائى با «حبیب سماعى»( استاد سنتور) با چم و خم این ساز نیز آشنا شده بود. پروانه شوربختانه در جوانى به بیمارى سل درگذشت و خاطره‌ی دو ـ سه ساله را تنها گذاشت. «خاطره» مى‌گوید؛ نخستین بار با موسیقى از طریق صفحات آواز مادر آشنا شده است. خاطره پروانه که از سال گذشته به دلیل شکستگی استخوان پا در بستر بیماری به سر می‌برد، پس از تحمل هشت ماه بیماری، ساعت ۴:۳۰ بامداد روز چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷ در سن ۷۹ سالگی در منزل خود بر اثر ایست قلبی درگذشت.





پرویز مشکاتیان؛ آهنگساز، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران) بود. مشکاتیان؛ کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. او، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوه رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینه آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد. مشکاتیان از سال 58 تا سال 67 با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجه این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. مشکاتیان 30 شهریور 1388 درگذشت .

فرامرزپایور؛ دیگر هنرمند عرصه موسیقی بود که در 18 آذر 88 درگذشت. پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت. پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها درپی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود

پایور در طول سال‌ها با هنرمندانی همچون عبدالوهاب شهیدی، استاد شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان. همکاری داشت

شهریار فر یوسفی، سیدغلامرضا دبیری، مصطفی گرگین‌زاده، محمدرضا مقدم راد، سیدمحمد نجم‌الدین، سیدمحمد میرفخرایی، رامیتن مجاهدنیا، سیدحسن شجاع مداحی، حسن یوف زمانی، فرمان بهبود، هوشنگ زهتاب، حسین صبحدل و سیمین آقارضی درمنی ازجمله دیگر هنرمندان عرصه موسیقی بودند که در سال 88 درگذشتند.


* درگذشتگان ادبیات:

در سال 88 ، 7 نویسنده درگذشتند: نویسندگانی همچون محمد ایوبی‌فر ، محمدامین ریاحی، مهدی آذریزدی، اسماعیل فصیح، محمود شاهرخی، بیژن ترقی، مهدی سحابی، خسرو خورشیدفر و سیدرضا سیدحسینی ازجمله درگذشتگان ادبیات بودند.


* درگذشتگان هنرهای تجسمی:

در بخش هنرهای تجسمی نیز هنرمندانی همچون منصور خاکسار، نورالدین فریور، آیت‌الله نجومی، بهجت صدر، بهمن جلالی، پرویز ملکی، محمدامین میرفندرسکی و محسن ابراهیم درگذشتند.

چهارشنبه 19 اسفند 1388 ساعت 08:12  
 نظرات    
 
سید ابراهیم موسوی نژاد 20:27 سه شنبه 2 اسفند 1390
0
 سید ابراهیم موسوی نژاد
خدا بیا مرزشون
امیریاشار فیلا 15:44 پنجشنبه 10 بهمن 1392
0
 امیریاشار فیلا

«پرسیدم: "آقای گلپا چی بزنم؟" گفت: "هر چی دوست داری بزن". گفتم: "سه‌گاه خوبه؟" گفت "خیلی عالیه". دوباره پرسیدم: "از چه نتی بزنم؟" گلپا با غرور خاصی پاسخ داد: "از هرجا دوست داری بزن". به‌هرحال هر خواننده محدوده‌ی صدایی خاصی دارد و معمولاً خوانندگان جای صدا‌یشان را به نوازنده می‌گویند؛ اما گلپا دست من را باز گذاشت. من هم با شیطنتِ جوانی که در آن سن داشتم، "چپ‌کوک" برای ایشان زدم که جای صدای خانم‌هاست و اجرایش برای یک خواننده‌ی مرد تقریباً ناممکن است. ته دلم هم با همان شیطنت خاص جوانی منتظر بودم ببینم گلپا چه می‌کند؟ گلپا زمزمه‌ای زیر لب کرد و بعد با ابتکار بسیار جالبی شروع به خواندنِ مثنویِ مخالفِ سه‌گاه کرد که دقیقاً جای صدای خواننده‌ی مرد قرار می‌گرفت؛ و این شعر بهادر یگانه را اجرا کرد: خدایی کن‌ ای مه گناهم ببخش / در آغوش هستی پناهم ببخش / به عشقم نگیری، به مرگم سپار / به اشکم نبخشی، به آهم ببخش / به موی سپیدم نظر کن به مهر / پس آنگه به بخت سیاهم ببخش. به‌قدری این آواز در منِ نوجوان اثر کرد که جادو شدم و از شیطنتی هم که کرده بودم، پشیمان شدم ...»

(بخشی از خاطره‌ای که میلاد کیایی، آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی سنتور
در روزنامه‌ی «شرق» دیروز، نهم بهمن 92 نوشته است.)


امروز، دهم بهمن 1392، هشتادمین سالگرد زادروز استاد اکبر گلپایگانی («گلپا») است؛
استاد ِ نام‌دار و بی‌همتایی که چیرگی و کاربلدی ِ شگفت‌آورش در آواز ایرانی، باعث شد مردم از همان سال‌های میان‌سالی‌اش، او را «حنجره‌طلایی» بخوانند.

یزدان را هزاران بار سپاس، که در آغاز هشتادویکمین سال زندگی، استاد گلپا همچنان ـ بنام‌ایزد ـ تندرست و چالاک و سرحال و تردماغ هستند و به گفته‌ی خودشان، سرگرم انتقال آموخته‌ها و آزموده‌هایشان به چند شاگرد مستعدند؛ گویی آن‌گونه که خودشان در ترانه‌ی «موی سپید» خوانده‌اند، «عشق پادرمیانی کرده»، تا ایشان «احساس جوانی» کنند.

برای این استاد یگانه و دوست‌داشتنی، تندرستی و طول عمر آرزو می‌کنیم و به ایشان بابت همه‌ی خاطره‌های غنی و شیرینی که برای چند نسل از ایرانیان برجای گذاشته‌اند، سپاس می‌گوییم.
استاد! تولدتان مبارک!

روزنامه‌ی «شرق» در شماره‌ی دیروزش (نهم بهمن 92) گفت‌وگویی را که در یکی از واپسین روزهای پاییز امسال با استاد انجام داده، به بهانه‌ی سالگرد زادروز ایشان به چاپ رسانده است؛ که دوست‌داران می‌توانند در این نشانی این گفت‌وگوی خواندنی را بخوانند :

گفت‌وگوی استاد گلپا با روزنامه‌ی «شرق»

پیشنهاد می‌کنم حتماً این دو خاطره‌ی نوشتاری را هم که در همان روزنامه منتشر شده، بخوانید:

خاطره‌ای از میلاد کیایی درباره‌ی استاد گلپایگانی

خاطره‌ای از منصور نریمان درباره‌ی استاد گلپایگانی